سرخورده و افسرده ام ، از مرگ برهایک عمر تیپا خورده ام ، از مرگ برها
دردی میان چشم هایم خانه داردهی بغض ها را خورده ام ،از مرگ برها
کو آن سلامی تا که بر جانم نشیند ؟!روحی تمامن مرده ام ،ازمرگ برها
در لابلای سجده گم کردم دعا رایک عمر حسرت برده ام ،از مرگ برها
آزردگی ، پژمردگی ، دلمرده بودن ...صد زخم را نشمرده ام، از مرگ برها
هی مرگ برتو ،مرگ بر او ، مرگ بر ماای دوست کم، آورده ام از مرگ برها !
پاینده باشید.
کسری پیرو - پاییز96
برچسبها: مرگ برهانوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۶ساعت 12:18 توسط کسری پیرو| |
برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 3:38